× بستن تبلیغات
 فرازهایى از بیانات امام خامنه ای درباره عاشورا - دانلود من
X
تبلیغات
رایتل
نویسنده : امیرحسین مطیری این سایت علاوه بر دانلود ،خبر و حتی عکس هم دارد

فرازهایى از بیانات امام خامنه ای درباره عاشورا

سه‌شنبه 9 آبان 1391 ساعت 22:35

فرازهایى از بیانات امام خامنه ای درباره عاشورا



بیانات رهبری


برای مشاهده ی باینات رهبر به ادامه مطلب بروید !





«کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلاء»
این که گفتند: «کلّ یوم عاشورا و کلّ ارض کربلاء» به معناى این است که زمان مى‏گذرد، اما حوادث جارى در زندگى بشر، حقایق آفرینش دست نخورده است. در هر دوره‏اى انسانها نقشى دارند که اگر آن نقش را به‏درستى، در لحظه مناسب، در زمان خود ایفاء کنند، همه چیز به سامان خواهد رسید، ملتها رشد خواهند کرد، انسانیت گسترده خواهد شد.(26/1/1388)

امام حسین(ع) به عاشورا جان می دهد
روز عاشورا - دهم محرم - فى نفسه با روزهاى دیگر فرقى ندارد؛ این حسین‏ بن‏ على(ع) است که به این روز جان می ‏دهد، معنا می ‏دهد، او را تا عرش بالا می ‏برد؛ این مجاهدتهاى یاران حسین‏ بن‏ على(ع) است که به این روز، این خطورت و اهمیت را مى‏بخشد.(19/10/1388)

عاشورا؛ سرمشق دائمى امت اسلامى‏
عاشورا یک حادثه تاریخى صرف نبود، عاشورا یک فرهنگ، یک جریان مستمر و یک سرمشق دایمى براى امت اسلام بود. حضرت ابى‏عبدالله(ع) با این حرکت - که در زمان خود، داراى توجیه عقلانى و منطقى کاملا روشنى بود - یک سرمشق را براى امت اسلامى نوشت و گذاشت. این سرمشق فقط شهیدشدن هم نیست، یک چیز مرکب و پیچیده و بسیار عمیق است.(5/11/1384)

عاشورا یک بخش از جهاد امام حسین است
امام حسین(ع) را فقط به جنگِ روز عاشورا نباید شناخت؛ آن یک بخش از جهاد امام حسین(ع) است. تبیین او، امر به معروف او، نهى از منکر او، توضیح مسائل گوناگون در همان منى و عرفات، خطاب به علما، خطاب به نخبگان - حضرت بیانات عجیبى دارد که تو کتابها ثبت و ضبط است - بعد هم در راه به سمت کربلا، هم در خود عرصه کربلا و میدان کربلا، این‏ها را باید شناخت.(18/5/1388)

حقایق عاشورا را بازیچه قرار ندهید
گویندگان، وعاظ، مداحان، سرایندگان، همه باید توجه داشته باشند که این یک حقیقت عزیز است، با آن نبایست بازى کرد، حقایق ماجراى عاشورا را نباید بازیچه قرار داد. هر کسى یک چیزى به آن اضافه بکند، خرافه‏اى را به آن وصل بکند، کارهاى غیر معقول را به نام عزادارى انجام بدهد، این‏ها نباید باشد، این‏ها طرفدارى از امام حسین(ع) نیست. یک وقتى ما راجع به مسأله تظاهرات قمه، مطلبى را گفتیم، یک عده‏اى گوشه کنار، صدایشان بلند شد که آقا! این عزادارى امام حسین(ع) است، با عزادارى امام حسین(ع) مخالفت نشود! این، مخالفت با عزادارى نیست، مخالفت با ضایع‏کردن عزادارى است. عزادارى امام حسین(ع) را نباید ضایع کرد. منبر حسینى، مجلس حسینى، محل بیان حقایق دینى یعنى حقایق حسینى است.(19/10/1386)

مقابله با تحریف
عزیزان من! مؤمنین به حسین‏بن‏على(ع)! امروز حسین‏بن‏على(ع) مى‏تواند دنیا را نجات بدهد، به شرط آن‏که چهره او را با تحریف مغشوش نکنند. نگذارید مفاهیم، کارهاى تحریف‏آمیز و غلط، چشمها و دلها را از چهره مبارک و منوّر سیدالشهدا(ع) منصرف کند. با تحریف بایستى مقابله کنید.(1/3/1374)

درسهاى عاشورا
اگر این حادثه را در نظر بگیرید، حضرت ابى‏عبداللَّه(ع) از آن روزى که از مدینه خارج شد و به طرف مکه آمد، تا آن روزى که در کربلا، شربت گواراى شهادت را نوشید، شاید بشود گفت که انسان مى‏تواند در این حرکت چندماهه، بیش از صد درس مهم بشمارد - نخواستم بگویم هزارها درس، مى‏شود گفت هزارها درس هست - بله، ممکن است هر اشاره آن بزرگوار، یک درس باشد، اما این که مى‏گویم بیش از صد درس، یعنى اگر ما بخواهیم این کارها را مورد مداقه قرار بدهیم، از آن مى‏شود صد عنوان و سرفصل به دست آورد که هر کدام براى یک امت، براى یک تاریخ و یک کشور، براى تربیت خود و اداره جامعه و قرب به خدا، درس است. به خاطر این است که حسین‏بن‏على(ع) در دنیا مثل خورشیدى در میان مقدسین عالم، این‏گونه مى‏درخشد.(19/3/1374)


انقلاب اسلامی ایران یکی از درس‌های عاشورا
بحث درسهاى عاشورا است که یک بحث زنده و جاودانه و همیشگى است، مخصوص زمان معینى نیست. درس عاشورا، درس فداکارى و دیندارى و شجاعت و مواسات و درس قیام للَّه و درس محبت و عشق است. یکى از درسهاى عاشورا، همین انقلاب عظیم و کبیرى است که شما ملت ایران، پشت سر حسین زمان و فرزند ابى‏عبداللَّه‏الحسین(ع) انجام دادید. خود این، یکى از درسهاى عاشورا بود.(18/2/1377)


درس اصلى حادثه عاشورا
این صد درس به کنار، یک درس اصلى در این عمل هست، همه آن‏ها حاشیه است و این، متن است، این درس است (که حضرت) چرا قیام کرد؟ به امام حسین(ع) مى‏گفتند که شما در مدینه و مکه، محترم هستید و در یمن، آن همه شیعه هست، یک گوشه بروید که با یزید هم کارى نداشته باشید، یزید هم با شما کارى نداشته باشد! این همه مُرید، این همه شیعیان، زندگى بکنید، عبادت و تبلیغ کنید! چرا قیام کردید؟ قضیه چیست؟ این، آن سوال اصلى است. این، آن درس اصلى است. نمى‏گوییم کسى این مطلب را نگفته است، چرا، انصافا در این زمینه، خیلى هم کار و تلاش کردند، حرف هم زیاد زدند. حالا این مطلبى را هم که ما امروز عرض مى‏کنیم، به نظر خودمان یک برداشت و دید تازه‏اى در این قضیه است.(19/3/1374)
امام حسین(ع)، هدف دیگرى داشت، منتها رسیدن به آن هدف دیگر، حرکتى را مى‏طلبید که این حرکت، یکى از دو نتیجه را داشت؛ حکومت یا شهادت. البته حضرت(ع) براى هر دو هم آمادگى داشت، هم مقدمات حکومت را آماده کرد و مى‏کرد، هم مقدمات شهادت را آماده کرد و مى‏کرد، هم براى این، توطین نفس مى‏کرد، هم براى آن. هر کدام هم مى‏شد، درست بود، ایرادى نداشت، اما هیچ‏کدام، هدف نبود؛ دو نتیجه بود.
هدف عبارت شد از بازگرداندن جامعه اسلامى به خط صحیح. چه زمانى؟ آن وقتى که راه، عوضى شده است و جهالت و ظلم و استبداد و خیانتِ کسانى، مسلمین را منحرف کرده و زمینه و شرایط هم آماده است. پس مى‏توانیم این‏جور جمع‏بندى کنیم و بگوییم که امام حسین(ع) قیام کرد تا آن واجب بزرگى را که عبارت از تجدید بناى نظام و جامعه اسلامى یا قیام در مقابل انحرافات بزرگ در جامعه اسلامى است، انجام بدهد. این از طریق قیام و از طریق امر به معروف و نهى از منکر است، بلکه خودش یک مصداق بزرگ امر به معروف و نهى از منکر است. ما به چه دلیل این مطلب را عرض مى‏کنیم؟ ما این را از کلمات خود امام حسین(ع) به دست مى‏آوریم.... عنوان این‏کار، همین اصلاح است، مى‏خواهم اصلاح کنم. این اصلاح، از طریق خروج است - خروج، یعنى قیام - حضرت در این وصیت‏نامه، این را ذکر کردند - تقریبا تصریح به این معنا است - یعنى اولا مى‏خواهیم قیام کنیم و این قیامِ ما هم، براى اصلاح است، نه براى این است که حتماً باید به حکومت برسیم، نه براى این است که حتماً باید برویم شهید بشویم، نه، مى‏خواهیم اصلاح کنیم. بعد مى‏فرماید: «ارید ان آمر بالمعروف و انهى عن المنکر و اسیر بسیرة جدى»؛ این اصلاح، مصداق امر به معروف و نهى از منکر است. من مى‏خواهم بدعت را از بین ببرم و سنت را احیا کنم، زیرا سنت را میرانده‏اند و بدعت را زنده کرده‏اند! اگر دنبال من آمدید، راه راست با من است، یعنى مى‏خواهم همان تکلیف بزرگ را انجام بدهم که احیاى اسلام و احیاى سنت پیغمبر(ص) و نظام اسلامى است. امام و پیشوا و رئیس جامعه اسلامى نمى‏تواند کسى باشد که اهل فسق و فجور و خیانت و فساد و دورى از خدا و این‏ها است، باید کسى باشد که به کتاب خدا عمل کند، یعنى در جامعه عمل کند، نه این‏که خودش در اتاق خلوت، فقط نماز بخواند، بلکه عمل به کتاب را در جامعه زنده کند، اخذ به قسط و عدل کند و حق را قانون جامعه قرار بدهد. اگر کسى ببیند حاکمى در جامعه بر سر کار است که ظلم مى‏کند، حرام خدا را حلال مى‏شمارد، حلال خدا را حرام مى‏شمارد، حکم الهى را کنار مى‏زند - عمل نمى‏کند - و دیگران را به عمل وادار نمى‏کند، یعنى در میان مردم، با گناه، با دشمنى و با ظلم عمل مى‏کند و با زبان و عمل، علیه او اقدام نکند، خداى متعال در قیامت، این ساکتِ بى‏تفاوتِ بى‏عمل را هم به همان سرنوشتى دچار مى‏کند که آن ظالم را دچار کرده است، یعنى با او در یک صف و در یک جناح قرار مى‏گیرد. من از همه مسلمانها شایسته‏ترم به این‏که این قیام و این اقدام را (انجام دهم)، چون من پسر پیغمبرم. اگر پیغمبر(ص)، این تغییر، یعنى همین اقدام را بر تک‏تک مسلمانها واجب کرده است، بدیهى است حسین‏بن‏على(ع)، پسر پیغمبر(ص)، وارث علم و حکمت پیغمبر(ص)، از دیگران واجب‏تر و مناسب‏تر است که اقدام کند، من به خاطر این است که اقدام کردم.(19/3/1374)

عبرتهاى عاشورا
عاشورا غیر از درسها، عبرتهایى هم دارد. بحث عبرتهاى عاشورا مخصوص زمانى است که اسلام حاکمیت داشته باشد. حداقل این است که بگوییم عمده این بحث، مخصوص به این زمان است، یعنى زمان ما و کشور ما که عبرت بگیریم.(18/2/1377)
درسهاى عاشورا از (عبرتهاى عاشورا) جدا است، درس شجاعت، درس ایثار و امثال آن، (درسهاى عاشورا است). مهم‏تر از درسهاى عاشورا، عبرتهاى عاشورا است؛ کار به جایى برسد که جلوى چشم مردم، حرم پیغمبر(ص) را در کوچه و بازار بیاورند و به این‏ها تهمت خارجى بزنند! معناى خارجى این نیست که این‏ها از کشور خارج آمدند، خارجى به معناى امروز به کار نمى‏رود، خارجى یعنى جزو خوارج، یعنى خروج‏کننده. در اسلام یک فرهنگى است که اگر کسى علیه امام عادل، خروج و قیام بکند، لعنت خدا و رسول(ص) و مؤمنین، علیه چنین کسى است؛ خارجى یعنى این. در اسلام کسى که قیام کند علیه یک امام عادل، خون او هدر است. این‏ها آمدند پسر پیغمبر(ص)، پسر فاطمه زهرا(س)، پسر امیرالمومنین(ع) را به عنوان خروج‏کننده بر امام عادل - که آن امام عادل، یزیدبن‏معاویه است - معرفى کردند و کارشان گرفت! آن‏ها که دستگاه حکومت ظالمند، دلشان هر چه مى‏خواهد مى‏گویند. چرا مردم باور کنند! چرا مردم ساکت بمانند!(20/3/1375)

از عبرتها، عبرت بگیرید
آن چیزى که من را دچار دغدغه مى‏کند، این جاى قضیه است، ملتفتید! من مى‏گویم چه شد که کار به این جا رسید؟! چرا امت اسلامى که آن‏قدر نسبت به جزئیات احکام اسلامى و آیات قرآنى دقت داشت، در یک چنین قضیه واضحى، این‏قدر دچار غفلت و سستى و سهل‏انگارى بشود که یک چنین فاجعه‏اى به وجود بیاید! این مسأله، انسان را نگران مى‏کند. مگر ما از جامعه زمان پیغمبر(ص) و امیرالمومنین(ع) قرصتر و محکمتریم؟ چه کار کنیم که آن طورى نشود؟ کسانى که اهل اندیشه هستند، اهل مطالعه هستند، دنبال این رشته بروند. کسانى که اهل کار و عملند، دنبال این بروند که چگونه مى‏شود جلوى این را گرفت؟ اگر امروز من و شما جلوى این قضیه را نگیریم - ممکن است پنجاه سال دیگر، ممکن است پنج‏سال دیگر، ممکن است ده‏سال دیگر - یک وقت دیدید جامعه اسلامى ما هم، کارش به آن جا رسید! تعجب نکنید. مگر چشمان تیزى تا اعماق را ببیند، نگهبان امینى راه را نشان بدهد، مردم صاحب فکرى کار را هدایت کنند و اراده‏هاى محکمى پشتوانه این حرکت باشد، آن وقت خاکریز محکمى خواهد بود، دژ محکمى خواهد بود، کسى نخواهد توانست نفوذ بکند و الا اگر رها کردیم، باز همان وضعیت پیش مى‏آید! آن وقت همه این خونها هدر خواهد رفت.
در آن عهد، کار به جایى رسید که پسر و نوه کسانى که در جنگ بدر، به دست امیرالمومنین(ع) و حمزه و بقیه سرداران اسلام، به درک رفته بودند، پسر همان افراد، نوه همان افراد، جاى پیغمبر(ص) نشست و سر جگر گوشه پیغمبر(ص) را جلوى خود گذاشت و با چوب خیزران به لب و دندان او زد و گفت: «لیت اشیاخى ببدر شهدوا جزع الخزرج من وقع الاسل»، یعنى کشته‏هاى ما در جنگ بدر بلند شوند، ببینند که ما با کشنده‏هاشان چه کار کردیم. این‏جا است که قرآن مى‏گوید عبرت بگیرید، این‏جا است که مى‏گوید: «قل سیروا فى الارض»؛ در سرزمینِ تاریخ سیر کنید، ببینید چه اتفاقى افتاده است، خودتان را بر حذر بدارید.(20/3/1375)

آیا هر جامعه اسلامى، همان عاقبت را دارد؟ اگر عبرت بگیرند، نه. اگر عبرت نگیرند، بله. عبرتهاى عاشورا این‏جا است. اگر دقت نکنید، اگر مواظب نباشیم، اگر خودمان را آن‏چنان که باید و شاید، در این راه نگه نداریم، ممکن است آن سرنوشت پیش بیاید. عبرت عاشورا این‏جا است.(18/2/1377)

نظرات (1)
شنبه 16 دی 1391 ساعت 12:09
اولا بیانات نه باینات دوما مطالبت بجز بعضی هاشون مضخرف بودند و حالمونو به هم زدند سوما روند ارسال مطالبت رو مشخص کن یا مذبی یا چیز های دیگه

اگه خواستی هم به ما سر بزن هم جوابمونو بده
ARASHKIKHAII.MIHANBLOG.COM

میل و آرشیو=میلاد خدایاری و آرش کیخایی
امتیاز: 0 0
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نظر شما
نام :
ایمیل :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد